مي دانم نمي مانم - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 2:25
وبعد از تو نمی مانم می دانم نمی مانممسیر بودنم پیداست اگر در روز چون شبهاست رهی لبریز از غمها به سوی اخر دنیاست منم بی حس ارامش همه جانم پر از جوشش به شکل یک گل مرده سراپایم پژمرده تمام لحظه ام اندوه غم دوریت چون یک کوه پریشان حال اشفته مثال آتشی خفته بهیادت پرزچشمم خون می بارم وبعد از تو . . چه تنه